اولیور کان در کارنامه ورزشی اش تاکنون 531 بازی با پیراهن تیم های کارلسروهه و بایرن مونیخ به ثبت رسانده است. سنگربان پیشین تیم ملی آلمان در آستانه آخرین فصل حضورش در فوتبال دست کم به عنوان بازیکن قرار دارد. کان نخستین بار در بیست و هفتم نوامبر 1987 در بازی تیم های کارلسروهه - کلن در بوندس لیگا به میدان رفت. او اکنون با هم تیمی هایش برای انجام تمرین های آماده سازی پیش فصل در «دوناشینگن» به سر می برد. این دروازه بان در گفت وگویی به هدف هایش در واپسین فصل حضورش در فوتبال اروپا و پس از آن اشاره کرده است.

***
همیشه با علاقه در این اردوی آماده سازی حاضر می شوید؟
این تمرین های آماده سازی این اواخر بسیار یکنواخت شده اند. طبیعی است که دوری از محل سکونت جالب نیست. اما از سویی دیگر در این اردوها می توان روی کار و حرفه خود متمرکز بود و البته روی آنچه مبنای یک فصل تمام است. ورزشکار باید کارش را تا به آخر انجام دهد.
چه چیزی با خود به این اردو می برید؟ از چه چیزهایی نمی توان چشم پوشید؟
لپ تاپ، آی پد و کتاب ها بسیار مهم و غیرقابل چشم پوشی هستند. روشن است که برخی چیزها با گذشت زمان تغییر کرده اند. زمانی که من شروع به بازی کردم، شاید تنها یک کتاب یا در نهایت یک واکمن همراهمان بود. اما اکنون برخی با دو کیف پر سفر می کنند. در یکی وسایل ورزشی جای داده شده است و در دیگری تجهیزات فنی،
چه کتابی با خود به دوناشینگن برده اید؟
راستش را بخواهید هیچ؛ چرا که در حال نوشتن کتاب خودم هستم. اینجا زمان و آرامش دارم و می توانم روی کتابم متمرکز باشم. چند ماه پیش شروع به نوشتن این کتاب کردم. برای نوشتن نخستین صفحه اش بیش از پنج ساعت وقت صرف کردم. اکنون برای هر صفحه ده دقیقه وقت لازم دارم. در حال حاضر نوشتن کتابم به خوبی پیش می رود.
موضوع کتاب تان چیست؟
فکر می کنم هر کسی می تواند دیدگاه خودش را داشته باشد. دیدگاهی که یک دروازه بان طراز اول هم باید آن را داشته باشد. این کتاب درباره شرایط درونی و لازمی است که یک مبارز نیاز دارد تا بتواند موفق باشد. من به توصیف مکانیسم هایی می پردازم که مرا به جایی که بودم و هستم رساند. علاوه بر این نوشتن به من این امکان را نیز می دهد تا برخی چیزها را دوباره مرور و تجزیه و تحلیل کنم، چیزهایی را که تاکنون تجربه کرده ام.
آیا عنوانی هم برایش یافته اید؟
به احتمال بسیار زیاد این کتاب «قوانین کان» نام خواهد داشت.
برداشت نخست شما از ستاره های جدید بایرن؛ لوکا تونی، میروسلاو کلوزه و فرانک ریبری چیست؟
هر سه بازیکن افراد بسیار خونگرمی هستند. طبیعی است که کار برای آنها در روزهای نخست چندان هم سخت و دشوار نیست. اما بعد، در ادامه هنگامی که با توقعات در مونیخ روبه رو شدند، آن وقت همه چیز فرق خواهد کرد. بسیاری مستعد زمین خوردن هستند؛ به ویژه در همان سال نخست،
آیا شما مجبور هستید با باستین شواین اشتایگر و لوکاس پودولسکی صحبت کنید؟
در مورد «شواین» احساس می کنم نباید زیاد حرف زد. او شخصیتی است که به دقت می داند چه چیزی در انتظارش است. در بایرن مونیخ این موضوع برای بازیکنان جوان کار چندان آسانی نیست. در اینجا بازیکن یک فصل خلبان بلندپروازی است؛ اما در فصل بعد رقبای قدری از راه می رسند و رقابت تنگاتنگی درمی گیرد. بازیکن باید خود را بی چون و چرا آماده کند و با این مسائل کنار بیاید، در غیر این صورت خیلی زود از صحنه کنار خواهد رفت. مزیت این موضوع در این است که اگر بازیکن این موضوع را پذیرفت، آن وقت به عنوان بازیکنی جوان بسیار سریع می تواند در بایرن رشد کند. اما این خطر هم وجود دارد که بازیکنی خیلی زود از تیم کنار گذاشته شود.
چه کسی توانسته است در تمرین های آماده سازی پیش فصل شما را شگفت زده کند؟
شاید همیت آلتین تاپ. او از نظر شخصیتی می تواند بازیکنی بزرگ و ارزشمند شود؛ مثل «حسن صالی حمیدزیچ» در گذشته. او بازیکنی چندپسته است و از شوت های خوبی هم برخوردار است.
اوتمار هیتسفلد سرمربی بایرن از دورانی سخت و دشوار خبر می دهد. آیا این تنها فرصتی است که می توان با گروه بازیکنان همه چیز را در میان گذاشت و از پس آنها برآمد؟
اوتمار از چیزی برخوردار است که اندک افرادی آن را دارند؛ یک نفوذ و اعتبار ذاتی، خط مشی کاملاً روشن. او می داند که پشت کلیدهای پیانو چگونه باید بنشیند و آن را بنوازد.
همانند بایرن سال 1996 که همانند فصل جاری پر از ستارگان بزرگ و تازه وارد بود.
در آن سال این موضوع جواب نمی داد. ما آن روزها تیمی رویایی داشتیم در کنار آن، بازیکنان فردی خوبی را هم به همراه داشتیم. اما به هر حال مجموعه ای بودیم از بازیکنانی که شخصیت های گوناگونی داشتند و البته هماهنگی آنها کار آسانی نبود. اگرچه در آن سال قهرمان جام یوفا شدیم، با این حال در بوندس لیگا مشکل های زیادی داشتیم. تنها خطر داشتن این همه ستاره در آن است که آنها به نوعی با هم جور نشوند. این خطر نهفته همواره در کمین است؛ این بار هم. با این حال ما در کنار هیتسفلد سرمربی باتجربه ای داریم، که عادت دارد با این مجموعه بزرگ از بازیکنان برجسته کار کند و با آنها کنار بیاید.
آیا متاسف هستید که بایرن درست امسال، یعنی در آخرین سال فعالیت شما حاضر شده است پول خرج کند و چهره عوض کند؟
به هیچ عنوان. من این فرصت را دارم تا با عنوان های قهرمانی، فوتبال را کنار بگذارم. این از مدت ها پیش شیوه من بوده است که تمرین باید تخصصی بشود و هر بازیکنی باید بتواند روی نقاط ضعف و قوت خود کار کند.
چرا بایرن در گذشته و زودتر از اینها به این فکر نیفتاد و در این مسیر قرار نگرفت؟
فرد همواره باید جرات داشته باشد چیزی را تغییر دهد. نباید فراموش کرد که بوندس لیگا به شیوه ای بسیار خاص محافظه کار است و هنوز هم محتاطانه عمل می کند. پدیده های تازه زمان می خواهند.
آیا احساس نمی کنید فعالیت شما با تمرین هایی که اکنون انجام می دهید می توانست موفق تر و حتی طولانی تر باشد؟
این درست همان چیزی است که به تازگی در جمع کوچکی درباره اش بحث کردم. باید مراقب بود. کارهایی که من انجام دادم ، سه بار مرا بهترین دروازه بان جهان کرد. بازیکن به هنگام هر نوآوری باید مراقب باشد که خود را خیلی هم برابر تازه ها نبازد و گم نکند. شاید این نوسازی و مظاهر نوآوری ظرف سه یا چهار سال دیگر دوباره چهره عوض کند و به درد نخورد. چیزهایی که امروز بسیار خوب و کارا به نظر می رسند. من چیزهای مطمئن را با وجود افکار قاطعی که در بیرون وجود دارد، همچنان پی می گیرم و خوب می دانم که این روش ها برای من ضروری هستند.
هنوز هم احساس می شود که شما همچنان در کوچکی را برای ادامه کار و فعالیت به عنوان بازیکن باز گذاشته اید. آیا این احساس اشتباهی است؟
در فوتبال باید از «قطعیت» برحذر بود و از آن دوری کرد. رخدادهای شگفت انگیز زیادی رخ می دهد. در درونم به خوبی پیداست که این آخرین فصل حضورم در بایرن مونیخ است. اما کسی نمی داند چه رخ می دهد. شاید به عنوان مثال میشائیل در دو، سه ماه پایان فصل آسیب ببیند. البته من برایش چنین آرزویی نمی کنم(،)
در هر حال هیچ دوره پیشتازی برای میشائیل رنسینگ سنگربان ذخیره بایرن وجود نخواهد داشت.
درگذشته من در فشارهای زیاد از فوتبال مدتی کنار رفته ام. اکنون هم به نظر می رسد که شاید یک یا دو بار دیگر این اتفاق رخ بدهد. اما می خواهم این فصل در تمام بازی ها بازی کنم. اگر آماده باشم و بتوانم توانایی ام را نشان دهم.
منبع؛ WELT ONLINE